پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

عارف چو جهان سرکش مغرور نگردد

شور است محیط آب گهر شور نگردد

حیف است به آن ظرف تنک باده که می را

در ساغر گل نوشد و فغفور نگردد

خورشید کی و پرتو دیدار تو هیهات

هر بی سر و پا لایق این نور نگردد

در باغچهٔ صبر گل بی جگری هاست

زخمی که رسد بر دل و ناصور نگردد

منظور، قبول نظر اوست وگرنه

هر کوه ز رفعت، جبل طور نگردد

خم خشت سر خود نکند تا سرمستی

خاک قدم ریشهٔ انگور نگردد

پیوسته چنان دل که به صد آب، می ناب

همچون شکر از لعل لبش دور نگردد

دل چون گرد از باده علاجش می ناب است

بی نشئهٔ غم غمزه مسرور نگردد

دل را صفت کینه میاموز سعیدا

کاین شان عسل خانهٔ زنبور نگردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰زمین از اشک سرگردان من گرداب می‌گردد
  2. شمارهٔ ۲۲۱ز بس بر سر خیال آن گل رخسار می‌گردد
  3. شمارهٔ ۲۲۲چو از نور تجلی ساغری سرشار می‌گردد
  4. شمارهٔ ۲۲۳چه شور است این که بر گرد سر مخمور می‌گردد
  5. شمارهٔ ۲۲۴ز راه عشقبازی این دل شیدا نمی‌گردد
  6. شمارهٔ ۲۲۵در نظربازی من یار نهان می گردد
  7. شمارهٔ ۲۲۶که طرف از این فلک فتنه بار می بندد
  8. شمارهٔ ۲۲۷نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می بارد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.