پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

مکن به روی دلارام من نظر گستاخ

مرو چو خس به دم اژدر شرر گستاخ

به در کند ز جهانت فلک به رخ زردی

چو آفتاب روی گرچه در به در گستاخ

چو زلف یار مبادا سیاه کجدستی

به زور شانه به آن مو شود کمر گستاخ

به موج چین جبین بتان مشو حیران

مرو ز جهل به دریای پرخطر گستاخ

نظر به ابروی او می کنی ز جان بگذر

مشو مقابل شمشیر، بی سپر گستاخ

من فقیر چه سازم به آن چنان یاری

که کس به او نشود جز به سیم و زر گستاخ

به جان خویش سعیدا تو خود زدی آتش

بگفتمت که به آن رو مکن نظر گستاخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸تنی بغیر عمل شد برای جان، دوزخ
  2. شمارهٔ ۲۰۹ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ
  3. شمارهٔ ۲۱۰مرا ز حلقهٔ آن دربه‌در پسند مباد
  4. شمارهٔ ۲۱۱هر آن که روی تو را رنگ ارغوانی داد
  5. شمارهٔ ۲۱۲شیخ گر از سنت و فرضانه می‌یابد مراد
  6. شمارهٔ ۲۱۳به آن برچیده دامان تهمت خونم کجا افتد
  7. شمارهٔ ۲۱۴سعیدا از شکست سنگ اثر در مومیا افتد
  8. شمارهٔ ۲۱۵چون من بلندنظر گاه گاه می افتد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.