پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

بندی چرا میان عداوت به کین چرخ؟

از دست ما درازتر است آستین چرخ

نبود عجب که تیز شود تیغ آفتاب

هر روز می کشد دم خود بر جبین چرخ

جز نام بی وفایی دوران بی مدار

نقشی نکنده اند دگر بر نگین چرخ

یخ بسته عالم از خنکی های روزگار

یک موی کم نمی شود از پوستین چرخ

آخر چو آفتاب فرومی روی به خاک

گر می شوی به جهد سعیدا قرین چرخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ
  2. شمارهٔ ۲۱۰مرا ز حلقهٔ آن دربه‌در پسند مباد
  3. شمارهٔ ۲۱۱هر آن که روی تو را رنگ ارغوانی داد
  4. شمارهٔ ۲۱۲شیخ گر از سنت و فرضانه می‌یابد مراد
  5. شمارهٔ ۲۱۳به آن برچیده دامان تهمت خونم کجا افتد
  6. شمارهٔ ۲۱۴سعیدا از شکست سنگ اثر در مومیا افتد
  7. شمارهٔ ۲۱۵چون من بلندنظر گاه گاه می افتد
  8. شمارهٔ ۲۱۶هر که را راه سخن وا شده موسی گردد
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.