پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

دیدهٔ غفلت گشا دریاب فیض نور صبح

می شوی خورشید عالم چون شوی منظور صبح

خفته در آغوش مطلوبی ز رویش بی نصیب

گشته ای از تیره بختی همچو شب مهجور صبح

پاک می سازد کسی را از هوس موی سفید

مشک شب بر هم خورد هر گه دمد کافور صبح

در جوانی خدمت پیری گزین چون شب شود

کس نمی آید برون از خانه بی دستور صبح

هست تأثیری عجب صافی ضمیران را به دم

چون شبی را روز می سازد دم مأمور صبح

با وجود ضعف پیری بر جوانی غالب است

نیست شب را طاقت سرپنجه ای با زور صبح

کعبه از عصمت محل سجده گاه خلق شد

شد خراب از بی حجابی خانهٔ معمور صبح

پاس وقت سینه صافان بر سعیدا واجب است

شمع می گرید برای خاطر مسکور صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲هرگز ندیده ام گرهی بر جبین صبح
  2. شمارهٔ ۲۰۳شکست رونق آیینه را صفای قدح
  3. شمارهٔ ۲۰۴چو دید جسم مرا جای آرمیدن، روح
  4. شمارهٔ ۲۰۵به گوش عرش ز حق می رسد به لفظ فصیح
  5. شمارهٔ ۲۰۶مکن به روی دلارام من نظر گستاخ
  6. شمارهٔ ۲۰۷بندی چرا میان عداوت به کین چرخ؟
  7. شمارهٔ ۲۰۸تنی بغیر عمل شد برای جان، دوزخ
  8. شمارهٔ ۲۰۹ای خضر خو گرفته مذاقم به آب تلخ
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.