پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

رفتم حباب وار ز خود در هوای موج

افتاده ام چو آب روان در قفای موج

در دجله... موج آب اوفتادگان

دارند زیر پهلوی خود بوریای موج

آب روان به یاد خرام تو هر زمان

صد چاک می زند به بر خود قبای موج

ز ابروی ناز ماهوشی یاد می دهد

هر لحظه این کمانکشی دلگشای موج

دیگر چه غم ز شورش و آشوب این محیط

گردیده است کشتی ما آشنای موج

آمد نسیم [زلفت و خوابم] ز سر گرفت

افتاده است بر سر [من هم] هوای موج

چشمم به بحر قطره زدن یاد می دهد

اشکم ناوفتاده عبث پیشوای موج

تا گردد از ملامت تردامنی خلاص

افکنده است بحر به گردن ردای موج

از اصل غیر فرع نشانی پدید نیست

ز این بحر کس ندیده سعیدا سوای موج

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸دور است و همین باغ و بهاری و دگر هیچ
  2. شمارهٔ ۱۹۹از دم تیغ قضا شیر مکیده است صبح
  3. شمارهٔ ۲۰۰دیدهٔ غفلت گشا دریاب فیض نور صبح
  4. شمارهٔ ۲۰۱زینهار چون حباب مپرس از نشان صبح
  5. شمارهٔ ۲۰۲هرگز ندیده ام گرهی بر جبین صبح
  6. شمارهٔ ۲۰۳شکست رونق آیینه را صفای قدح
  7. شمارهٔ ۲۰۴چو دید جسم مرا جای آرمیدن، روح
  8. شمارهٔ ۲۰۵به گوش عرش ز حق می رسد به لفظ فصیح
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.