پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت

به سینه از هوس آتش تو داغ شکفت

چرا به سر زنم شعله را چو پروانه

بدین نشاط که امشب گل چراغ شکفت

ز بسکه جامه به تن تنگ بود زد صد چاک

گمان مبر که گل از دولت فراغ شکفت

ز گشت کشت و تماشای باغ مستغنی است

به یک دو ساغر می هر که را دماغ شکفت

همین نه زنده سعیداست بر امید لبت

که ز این هوا گل تصویر در ایاغ شکفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
  2. شمارهٔ ۱۹۱چند ای عمامه داران بر سر دستار، بحث
  3. شمارهٔ ۱۹۲خلقی که می کنند به آب مدام بحث
  4. شمارهٔ ۱۹۳مگذار در حریم خرابات، پای بحث
  5. شمارهٔ ۱۹۴به بستن کمرش نیست آن میان باعث
  6. شمارهٔ ۱۹۵خوشم به این مرض و انحراف طبع و مزاج
  7. شمارهٔ ۱۹۶رفتم حباب وار ز خود در هوای موج
  8. شمارهٔ ۱۹۷تا کرد آن پریرخ و نامهربان خروج
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.