پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت

شمع را نازم که جسم خویش را جان کرد و رفت

تیشه را بر سر نه از بی طاقتی فرهاد زد

کوه کندن را برای خویش آسان کرد و رفت

گریه ام کی همچو شبنم منت از گل می کشد

اشک من از گریهٔ من گل به دامان کرد و رفت

داشتم زان پیرهن [بویی] چو گل در جیب خویش

سرزد آهی صبح آن را در گریبان کرد و رفت

غنچه را آمد نسیم آشفت بگذشت از چمن

نالهٔ بلبل دل گل را پریشان کرد و رفت

نکهتی از طرهٔ جانان نسیم آورد دوش

بلبل طبع سعیدا را غزلخوان کرد و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹جوهر تیغی که من بر آن کمر می‌بینمت
  2. شمارهٔ ۱۹۰ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
  3. شمارهٔ ۱۹۱چند ای عمامه داران بر سر دستار، بحث
  4. شمارهٔ ۱۹۲خلقی که می کنند به آب مدام بحث
  5. شمارهٔ ۱۹۳مگذار در حریم خرابات، پای بحث
  6. شمارهٔ ۱۹۴به بستن کمرش نیست آن میان باعث
  7. شمارهٔ ۱۹۵خوشم به این مرض و انحراف طبع و مزاج
  8. شمارهٔ ۱۹۶رفتم حباب وار ز خود در هوای موج
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.