پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

شوخ ما رسم قیل و قال گرفت

عاشقان را زبان حال گرفت

هر که دیوان خط و خال تو دید

شادمان گشت حسب حال گرفت

سرو قد تو در کنار دلم

جای تو کرد خوش کمال گرفت

از کریمان روزگار امروز

ای خوشا آن که انفعال گرفت

خاطرم از خیال چون و چرا

در سخن چون زبان لال گرفت

یاد نخل غمت سعیدا کرد

ریشه ها در دل این نهال گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت
  2. شمارهٔ ۱۸۸دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
  3. شمارهٔ ۱۸۹جوهر تیغی که من بر آن کمر می‌بینمت
  4. شمارهٔ ۱۹۰ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
  5. شمارهٔ ۱۹۱چند ای عمامه داران بر سر دستار، بحث
  6. شمارهٔ ۱۹۲خلقی که می کنند به آب مدام بحث
  7. شمارهٔ ۱۹۳مگذار در حریم خرابات، پای بحث
  8. شمارهٔ ۱۹۴به بستن کمرش نیست آن میان باعث
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.