پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

در شکنج زلف او دل تاب نتواند گرفت

چون کتان، کام از شب مهتاب نتواند گرفت

کی لب شیرین کند کار نگاه تلخ را

جای می را گر دهد جان آب نتواند گرفت

کام از کامل عیاران یافتن آسان مدان

کس دمی آب از گل سیراب نتواند گرفت

بی ریاضت کی ملایم می شود طبع ثقیل

نرم خویی را کس از سنجاب نتواند گرفت

بحر همت سعیدا چرخ را آمد به جوش

کاسه ای دارد که یک کف آب نتواند گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵شوخ ما رسم قیل و قال گرفت
  2. شمارهٔ ۱۸۶دل بسکه چشم شوخ تو را نام می‌گرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۷هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت
  4. شمارهٔ ۱۸۸دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
  5. شمارهٔ ۱۸۹جوهر تیغی که من بر آن کمر می‌بینمت
  6. شمارهٔ ۱۹۰ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
  7. شمارهٔ ۱۹۱چند ای عمامه داران بر سر دستار، بحث
  8. شمارهٔ ۱۹۲خلقی که می کنند به آب مدام بحث
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.