پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

ما را نمود روی وز ما رونما گرفت

آخر هر آنچه داشت به دل مدعا گرفت

گل تا به کی به خاطر جمع است غنچه خسب

بادام گشته خسته و نرگس عصا گرفت

ز اهل جود نام و نشانی نمانده است

فکری کن ای کریم، جهان را گدا گرفت

خورشید، رشک گرمروی های او برد

در هر دلی که ذرهٔ عشق تو جا گرفت

از این جهان کسی به سلامت گذر کند

پا از میان کشید و طریق بلا گرفت

گبری که هر زمان به بتی سجده می نمود

آیا ز بت چه دید که راه خدا گرفت

چشمم در دست مردمک دیده در رهش

از گرد و از غبار بسی توتیا گرفت

بر مسند خلافت و بر صدر بزم جاه

زاهد نداشت رتبه به زور ریا گرفت

از چاکران حسن تو در خانهٔ نگاه

جا بیشتر ز جملهٔ مردم حیا گرفت

خورشید داغ گشت مسیحا کباب شد

روزی که بوسه از کف پایت حنا گرفت

رد است پیش همت ما آن که از طمع

دامی نهاد و سایهٔ بال هما گرفت

ما بی خبر به ساحل و دست دراز موج

عنبر فتیله ای است که از داغ ما گرفت

آزاد شد ز قید سعیدا به هر دو کون

خوشحال بنده ای که طریق شما گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴دل ز تکرار بهشت حور از کوثر گرفت
  2. شمارهٔ ۱۸۵شوخ ما رسم قیل و قال گرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۶دل بسکه چشم شوخ تو را نام می‌گرفت
  4. شمارهٔ ۱۸۷هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت
  5. شمارهٔ ۱۸۸دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
  6. شمارهٔ ۱۸۹جوهر تیغی که من بر آن کمر می‌بینمت
  7. شمارهٔ ۱۹۰ز من جان خواست جانان گفتمش از جان به جان منت
  8. شمارهٔ ۱۹۱چند ای عمامه داران بر سر دستار، بحث
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.