پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

دیده ای کان صبح را در خواب یافت

تا به گردن خویش را در آب یافت

از در میخانه روگردان مشو

هر که چیزی یافت از این باب یافت

عمرها باید که دل پیچد به زلف

شانه کی یک موی را بی تاب یافت؟

هر که شد بیدار از خواب گران

ماسوای خویش را در خواب یافت

عاقبت خواهی سعیدا حق بخواه

بی مسبب کی کسی اسباب یافت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱گر ز عالم داد یا بیداد یا بر باد رفت
  2. شمارهٔ ۱۸۲ما را نمود روی وز ما رونما گرفت
  3. شمارهٔ ۱۸۳در شکنج زلف او دل تاب نتواند گرفت
  4. شمارهٔ ۱۸۴دل ز تکرار بهشت حور از کوثر گرفت
  5. شمارهٔ ۱۸۵شوخ ما رسم قیل و قال گرفت
  6. شمارهٔ ۱۸۶دل بسکه چشم شوخ تو را نام می‌گرفت
  7. شمارهٔ ۱۸۷هر که آمد عمر خود را صرف سامان کرد و رفت
  8. شمارهٔ ۱۸۸دلم به گرمی عشق تو باغ باغ شکفت
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.