پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

به آن خدا که جهان را جز او خدایی نیست

جهان هر چه در او هست ماسوایی نیست

به غیر چین جبین و اشارت ابرو

مرا به کعبهٔ دیدار، رهنمایی نیست

از آن به خانهٔ خود الفتی گرفته تنم

که غیر پهلوی خود نقش بوریایی نیست

شکن سر دل و ای عقل هر چه خواهی کن

که مهتر از تو در این خانه کدخدایی نیست

به ذوق می روم از خویشتن که در این راه

نشان چین جبینی و نقش پایی نیست

ز درد خویش نگویم جز آن طبیب به کس

که رحم در دل و در خانه اش دوایی نیست

قسم به حلقهٔ آن زلف تابدار، [سعید]

که خال گوشهٔ آن چشم بی بلایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷می توان جان باخت اما از وفا نتوان گذشت
  2. شمارهٔ ۱۷۸رخ نمودی و جهان در نظرم دیگر گشت
  3. شمارهٔ ۱۷۹دیده ای کان صبح را در خواب یافت
  4. شمارهٔ ۱۸۰کلیم الله زد فریاد چون بر طور سینا رفت
  5. شمارهٔ ۱۸۱گر ز عالم داد یا بیداد یا بر باد رفت
  6. شمارهٔ ۱۸۲ما را نمود روی وز ما رونما گرفت
  7. شمارهٔ ۱۸۳در شکنج زلف او دل تاب نتواند گرفت
  8. شمارهٔ ۱۸۴دل ز تکرار بهشت حور از کوثر گرفت
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.