پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست

غیر موی سر کلاهی بر سر آزاده نیست

مفلسی ما را نگهبانی است هر جا می رویم

پاسبان غیر از خرابی بر در آزاده نیست

بوی عود و صندل از ابنای دنیا بشنوید

غیر دود آه دل در مجمر آزاده نیست

خار بست دور مژگان را گلستان می کند

هیچ کم از ابر کرم، چشم تر آزاده نیست

نی جهنم را سزا نی مستحق جنت است

رسم و آیین جزا در محشر آزاده نیست

غیر پوشیدن سعیدا خویشتن را از نظر

جامه ای بر قد، موافق در بر آزاده نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۸منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۹نیست روزی که این منادی نیست
  4. شمارهٔ ۱۷۰بجز از بخل در این دور زمان چیزی نیست
  5. شمارهٔ ۱۷۱لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۲به سوی کوی تو را نگاه خالی نیست
  7. شمارهٔ ۱۷۳مرا دمی نفسی لحظه ای و آنی نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۴خاطر جمع بجز عالم یکتایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.