پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

مقصد از گردیدن شیب و فرازم سیر نیست

کافرام اما مراد و مقصد من دیر نیست

کشتن خود را روا دارم که در کوی حبیب

غیر من دیگر در این دارالصفا کس غیر نیست

ضد هر شی باعث عرفان آن شی می شود

هر که را از شر وقوفی نیست او را خیر نیست

می رساند در نگاهی خویش را بر جان و دل

تیزپرتر از خدنگ ماهرویان طیر نیست

نیست رحمی گفتمش با او به مژگان سیاه

با زبان دشنه گفتا با سعیدا خیر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۳بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۴ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۵جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۶کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۷عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۸منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
  8. شمارهٔ ۱۶۹نیست روزی که این منادی نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.