پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست

ورنه سخن اهل کرم لا و نعم نیست

غیر از دل بی کینهٔ آیینه ضمیران

آن کیست که بر سینهٔ او داغ درم نیست؟

در قید هوا و هوس و لاف بزرگی

بگشای نظر مرد خدا شیر علم نیست

بسیار مگو با فلک از طالع ناساز

ز این دور همین طالع ناساز تو کم نیست

هر چیز که تقدیر بیان کرد قلم رفت

ورنه رقم صنع به فرمان قلم نیست

گم کرده پی از غم، دوم خویش نیاریم

جایی نرسیدیم که غم بر سر غم نیست

بی جان نتوان سیر جهان کرد سعیدا

آن را که در این بادیه دم نیست قدم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۶کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۷عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۸منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۹نیست روزی که این منادی نیست
  6. شمارهٔ ۱۷۰بجز از بخل در این دور زمان چیزی نیست
  7. شمارهٔ ۱۷۱لامکانی تو و امکان تو بی چیزی نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۲به سوی کوی تو را نگاه خالی نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.