پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

گر برد از هوش زان چشم سیه تقصیر نیست

غیر دل دادن به چشم شوخ او تدبیر نیست

تیغ ابرو مانع ظلم است چشم شوخ را

پاسبانی بر سر کافر به از شمشیر نیست

گر مریدان را مراد از زهد، شیخی کردن است

هیچ تدبیری برای این به از تزویر نیست

ای که از خلوت خرابات آمدی خوب آمدی

سر بزن پایی بزن این خانهٔ تصویر نیست

از جهان بی ظلمت عصیان کسی کم رفته است

این رده دور و دراز البته بی شبگیر نیست

در دل او نیست از آب ترحم قطره ای

یا در آه و نالهٔ ما قوت تأثیر نیست

ای سعیدا دلبر از عاشق به از او واقف است

حال دل را پیش جانان حاجت تقریر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۴ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۵جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۶کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۷عاشقان را رخصت دیدار آن مه پاره نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۸منظور من جز او چه بود در نظر که نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۹نیست روزی که این منادی نیست
  8. شمارهٔ ۱۷۰بجز از بخل در این دور زمان چیزی نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.