پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

تا با تو از آن گوشهٔ ابرو نظری هست

سوز جگر و چشم تر و دردسری هست

تا سر ننهی بی سر و سامان ننشینی

چون کشتی طوفان زده هر دم خطری هست

تا هست در این جسم، ز جان صورت خالی

بر ناصیهٔ من ز مؤثر اثری هست

این هستی موهومهٔ ما شاهد بعد است

پروانه کباب است که تا بال و پری هست

از ناوک آن سخت کمان روی نتابم

چون آینه از سینه سعیدا سپری هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵می از انگور شد میخانه از کیست؟
  2. شمارهٔ ۱۵۶شایستهٔ درگاه تو هر بی سر و پا نیست
  3. شمارهٔ ۱۵۷ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیست
  4. شمارهٔ ۱۵۸یار ما خوب است اما خوب نیست
  5. شمارهٔ ۱۵۹در خراباتی که راه هستی و پندار نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۰مقصد از گردیدن شیب و فرازم سیر نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۱گر برد از هوش زان چشم سیه تقصیر نیست
  8. شمارهٔ ۱۶۲صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.