پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیست

از چشم زخم دام چه دل ها کباب نیست

بی فکر نیست صوفی پشمینه پوش ما

آیینه در لباس نمد بی حساب نیست

کی می رسد خیال به دامان وصل او

گل نی ستاره نیست مه و آفتاب نیست

ره در حریم باده پرستان نمی دهند

آن دل که در محبت جانان کباب نیست

یک کاسه ای که بر کف دریا نهاده اند

ای تشنگان روید که غیر از حباب نیست

در کوی التفات نخوانند دلبرش

آن دلبری که در بر دل بی حجاب نیست

از جا مرو ز یأس سعیدا که مهوشان

خواهند زد به تیر نگه اضطراب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹در خراباتی که راه هستی و پندار نیست
  2. شمارهٔ ۱۶۰مقصد از گردیدن شیب و فرازم سیر نیست
  3. شمارهٔ ۱۶۱گر برد از هوش زان چشم سیه تقصیر نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۲صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۳بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۴ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۵جامه جز گردون اطلس در بر آزاده نیست
  8. شمارهٔ ۱۶۶کار اهل الله را طعن از کسی زیبنده نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.