پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

می از انگور شد میخانه از کیست؟

بت از کافر بود بتخانه از کیست؟

روی از جا به هر آواز پایی

اگر دانی که این افسانه از کیست

ز مجنون کی گریزد طفل وحشی

اگر داند که این دیوانه از کیست

نبیند چشم او ناآشنایی

اگر داند کسی بیگانه از کیست

در این مهمانسرا کس را مکن عیب

گشا چشمی ببین کاشانه از کیست

حقیقت را تماشا کن در این بزم

مبین دست و ببین پیمانه از کیست

تو خود را صاحب خرمن چه سازی

تفکر کن که اصل دانه از کیست

در این ماتم سرای عقل آباد

بجز دل شیوهٔ مستانه از کیست؟

تو را با صاحب کاشانه راهی است

چه می پرسی سعیدا خانه از کیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیست
  2. شمارهٔ ۱۵۸یار ما خوب است اما خوب نیست
  3. شمارهٔ ۱۵۹در خراباتی که راه هستی و پندار نیست
  4. شمارهٔ ۱۶۰مقصد از گردیدن شیب و فرازم سیر نیست
  5. شمارهٔ ۱۶۱گر برد از هوش زان چشم سیه تقصیر نیست
  6. شمارهٔ ۱۶۲صاحب نفسی را که اثر در نفسش نیست
  7. شمارهٔ ۱۶۳بی ساخته در اهل کرم رسم کرم نیست
  8. شمارهٔ ۱۶۴ز عالمش چه خبر آن که او پریشان نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.