پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

امروز که نوبهار معنی است

دل بلبل گلعذار معنی است

معنی ز دو عالم است بیرون

خوشحال کسی که یار معنی است

در عالم غیب، ‌باز فکرم

پیوسته پی شکار معنی است

کبکی است خیال من خرامان

در دامن کوهسار معنی است

بیگانهٔ آشنا گدازی است

عمری است که این شعار معنی است

عقل از حرمش خبر ندارد

جز عشق که یار غار معنی است

با سیل سرشک [و] آه همراه

سرو لب جویبار معنی است

کیفی که خمار در پسش نیست

آن بادهٔ خوشگوار معنی است

بر درگه دل نهان سعیدا

ز اغیار در انتظار معنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰نگشت کار ز بخت سیاهتاب، درست
  2. شمارهٔ ۱۵۱نشئهٔ آب حیات از لعل شکرکام اوست
  3. شمارهٔ ۱۵۲باخبر باش که از حال خبرداری هست
  4. شمارهٔ ۱۵۳تا با تو از آن گوشهٔ ابرو نظری هست
  5. شمارهٔ ۱۵۴جستجوی جان جانان کن که جان پیداست کیست
  6. شمارهٔ ۱۵۵می از انگور شد میخانه از کیست؟
  7. شمارهٔ ۱۵۶شایستهٔ درگاه تو هر بی سر و پا نیست
  8. شمارهٔ ۱۵۷ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.