پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است

همچو خورشید که در کعبه و بتخانه یکی است

رنجش عاشق و معشوق به هم ساختگی است

در حقیقت سخن شمع به پروانه یکی است

باده طفلی است که با پیر و جوان می بازد

می چو آمد به میان عاقل و دیوانه یکی است

واحد است اهل همه، لیک دویی در عدد است

گرچه صد دانه بود سبحه ولی دانه یکی است

ای سعیدا مکن اندیشه که در گوش کریم

ذکر توحید تو و نعرهٔ مستانه یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷تنها نه خال عارض آن ماه، دیدنی است
  2. شمارهٔ ۱۴۸امروز که نوبهار معنی است
  3. شمارهٔ ۱۴۹همین نه شیوهٔ خوبان طریق خودرایی است
  4. شمارهٔ ۱۵۰نگشت کار ز بخت سیاهتاب، درست
  5. شمارهٔ ۱۵۱نشئهٔ آب حیات از لعل شکرکام اوست
  6. شمارهٔ ۱۵۲باخبر باش که از حال خبرداری هست
  7. شمارهٔ ۱۵۳تا با تو از آن گوشهٔ ابرو نظری هست
  8. شمارهٔ ۱۵۴جستجوی جان جانان کن که جان پیداست کیست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.