پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است

خورشید جام روزن کاشانهٔ کسی است

آن نشئه ای که هر دو جهان را حیات از اوست

ته جرعه ای ز شیشه و پیمانهٔ کسی است

زشتی گر آیدت به نظر طعنه اش مزن

محبوب جای دیگر و جانانهٔ کسی است

جز عشق نشوم و سخن دیگری ز کس

گوشم همیشه گرم به افسانهٔ کسی است

یوسف کجا و عشق زلیخا کجا یقین

این ماجرا ز همت مردانهٔ کسی است

جای گرفت نیست به مجنون که عقل کل

حیران خویش گشته و دیوانهٔ کسی است

دل از چراغ حسن سعیداست گرم سیر

شبگرد زلف و کاکل و پروانهٔ کسی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است
  2. شمارهٔ ۱۴۶فلک بر سر بی سران پرچمی است
  3. شمارهٔ ۱۴۷تنها نه خال عارض آن ماه، دیدنی است
  4. شمارهٔ ۱۴۸امروز که نوبهار معنی است
  5. شمارهٔ ۱۴۹همین نه شیوهٔ خوبان طریق خودرایی است
  6. شمارهٔ ۱۵۰نگشت کار ز بخت سیاهتاب، درست
  7. شمارهٔ ۱۵۱نشئهٔ آب حیات از لعل شکرکام اوست
  8. شمارهٔ ۱۵۲باخبر باش که از حال خبرداری هست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.