پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است

دوزخ ز غم عشق تو یک سینه کبابی است

آن کس که گلو را به دم تیغ تو تر کرد

او را به نظر چشمهٔ حیوان دم آبی است

در چشم خرد، کوه تن و بی سر و پایی است

دریا لب خشکی و گهر قطرهٔ آبی است

عالم دو زمان بر صفت خویش نباشد

ای بی خبران چتر فلک قصر حبابی است

ما را گله از قاضی عنتاب نباشد

فتوی ده این شهر شما طرفه جنابی است

ای چرخ به رندان جهان این همه مستی

با آن که به مینای تو یک جرعه شرابی است

افتاده به گردن گذاران است شب و روز

آخر به کجا تا کشد این طرفه طنابی است

مشکل همه بر روی زمین است مترسید

در زیر زمین یک دو سؤالی و جوابی است

اوقات حیات و نفس بازپسین است

در رهگذر مرگ درنگی و شتابی است

صحرا چه کند گر نکند خاک به فرقش

کوه از غم او خون دل و چشم پرآبی است

دست از همه بردار و سبکبار شو امروز

فردای قیامت به میان پای حسابی است

بشنو صفت لیلی و مجنون ز سعیدا

آن خانه براندازی و این خانه خرابی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹گریه در بزم یار، بی ادبی است
  2. شمارهٔ ۱۴۰گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
  3. شمارهٔ ۱۴۱آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
  4. شمارهٔ ۱۴۲گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
  5. شمارهٔ ۱۴۳گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
  6. شمارهٔ ۱۴۴چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
  7. شمارهٔ ۱۴۵کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است
  8. شمارهٔ ۱۴۶فلک بر سر بی سران پرچمی است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.