پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

گریه در بزم یار، بی ادبی است

خنده هم ز این قرار، بی ادبی است

اتحادم به امر مطلوب است

ورنه بوس و کنار بی ادبی است

ستم و جور درد عشقش را

باز با او شمار بی ادبی است

در جهانی که افتقار سزاست

از جهان افتخار بی ادبی است

حاکم امر و نهی چون حق است

گله از روزگار بی ادبی است

هر کجا پابرهنگان باشند

سرکشی های خار بی ادبی است

هر کجا آن نگار بی نقش است

باز نقش و نگار بی ادبی است

از خیالی که آه نتوان کرد

نالهٔ زار زار بی ادبی است

عاشقی مفلسی و جانبازی است

تن زنی در قمار بی ادبی است

ای سعیدا محبتی در دل

غیر حب نگار بی ادبی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
  2. شمارهٔ ۱۴۲گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
  3. شمارهٔ ۱۴۳گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
  4. شمارهٔ ۱۴۴چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
  5. شمارهٔ ۱۴۵کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است
  6. شمارهٔ ۱۴۶فلک بر سر بی سران پرچمی است
  7. شمارهٔ ۱۴۷تنها نه خال عارض آن ماه، دیدنی است
  8. شمارهٔ ۱۴۸امروز که نوبهار معنی است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.