پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است

تنم برای حوادث بهانهٔ عجبی است

خبر ز آمدن او به گوش می آید

مگر رسید قیامت، نشانهٔ عجبی است

اگر رسم به وصال تو، عمر هجران را

چها گذشته بگویم فسانهٔ عجبی است

بسی سفر به جهان کرده ایم و حیرانیم

که هیچ اهل ندیدیم خانهٔ عجبی است

شراب نوش به قاضی و محتسب هم ده

که واجب است رعایت، زمانهٔ عجبی است

طلب ز غیب سعیدا هر آنچه می خواهی

که می رسد به تو آخر خزانهٔ عجبی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
  2. شمارهٔ ۱۴۱آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
  3. شمارهٔ ۱۴۲گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
  4. شمارهٔ ۱۴۳گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
  5. شمارهٔ ۱۴۴چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
  6. شمارهٔ ۱۴۵کرم عام تو با محرم و بیگانه یکی است
  7. شمارهٔ ۱۴۶فلک بر سر بی سران پرچمی است
  8. شمارهٔ ۱۴۷تنها نه خال عارض آن ماه، دیدنی است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.