پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

هر گوهر سخن که به ساحل رسیده است

از چشمه سار آبلهٔ دل رسیده است

آن کاو به یاد کوی تو از خود بریده است

ناکرده قطع راه، به منزل رسیده است

از شوق روی یار ز راه نیاز و عجز

خوشحال آن که او به در دل رسیده است

سروی به غیر قامت دلجوی یار من

هرگز کسی ندیده به حاصل رسیده است

ما را همین بس است سعیدا که صائبا

گفتا وجود فقر تو کامل رسیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶عالم ز دستگاه کمالش نمونه ای است
  2. شمارهٔ ۱۳۷جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
  3. شمارهٔ ۱۳۸دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
  4. شمارهٔ ۱۳۹گریه در بزم یار، بی ادبی است
  5. شمارهٔ ۱۴۰گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
  6. شمارهٔ ۱۴۱آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
  7. شمارهٔ ۱۴۲گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است
  8. شمارهٔ ۱۴۳گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.