پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

آسمانم تکیه گاه من بدن گردیده است

داغ ها بر تن چو گردون پیرهن گردیده است

سیل اشکم برده از بس پاره های دل مرا

هر سر خاری در این وادی وطن گردیده است

دل به ذوق نوش آن لب های میگون عمرهاست

همچو جام باده سر تا پا دهن گردیده است

گر کلامم سبز گردد در ضمایرها چه دور؟

دشت ها از گریهٔ مجنون چمن گردیده است

همچو اخگر تن به آتش دادگان فارغ دلند

پیشتر از مرگ خاکستر کفن گردیده است

تا کشد افتاده دل ها را از آن چاه زنخ

ناز، دست قدرت و کاکل، رسن گردیده است

قدردانان سخن رفتند یک یک از میان

تا سعیدا در جهان صاحب سخن گردیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است
  2. شمارهٔ ۱۳۴هر گوهر سخن که به ساحل رسیده است
  3. شمارهٔ ۱۳۵نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  4. شمارهٔ ۱۳۶عالم ز دستگاه کمالش نمونه ای است
  5. شمارهٔ ۱۳۷جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
  6. شمارهٔ ۱۳۸دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
  7. شمارهٔ ۱۳۹گریه در بزم یار، بی ادبی است
  8. شمارهٔ ۱۴۰گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.