پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

هوشیار ای دل که او مست می ناب آمده است

در کنارش گیر زودی وقت دریاب آمده است

هر جواهر کان نمی خواهی تو را آید به دست

گوهر مقصود در این بحر نایاب آمده است

بر صفا روی او منکر چسان گردد کسی

چشم، بیت الله، ابرو طاق محراب آمده است

با خیال زلف در زنجیر کردم پای دل

از تماشای رخش هرگه که بی تاب آمده است

در فراقش خوابم آمد گریه می دیدم به خواب

چون شدم بیدار دیدم بر سرم آب آمده است

نیمشب یاد رخش کردم منور شد جهان

غیر می داند که در این خانه مهتاب آمده است

طفل اشکت گر سعیدا می رود عریان چه باک

نیست عیب این بینوا از عالم آب آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲عندلیب روح را تن آشیان گردیده است
  2. شمارهٔ ۱۳۳در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است
  3. شمارهٔ ۱۳۴هر گوهر سخن که به ساحل رسیده است
  4. شمارهٔ ۱۳۵نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  5. شمارهٔ ۱۳۶عالم ز دستگاه کمالش نمونه ای است
  6. شمارهٔ ۱۳۷جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
  7. شمارهٔ ۱۳۸دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
  8. شمارهٔ ۱۳۹گریه در بزم یار، بی ادبی است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.