پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواست

این پیر سالخورده جوانی کند رواست

دارد بتی چو شیشهٔ می در بغل کسی

گر سجده ها به خویش نهانی کند رواست

این ساحری که مردم چشم تو می کند

از بحر و بر خراج ستانی کند رواست

زخم خدنگ چشم سیاهی است در دلم

چشمم به گریه سرمه فشانی کند رواست

ز این داستان که کام شکر، تلخ می کند

در چشم بخت خواب گرانی کند رواست

پر در پر است ترکش مژگان ز تیر ناز

ابرو به غمزه سخت کمانی کند رواست

آن صورتی که عکس تو با لطف خویشتن

گر طعنه ها به صورت مانی کند رواست

جان را به یاد لعل لبی کنده ای اگر

سنگ سر مزار تو کانی کند رواست

در شهر و در دیار ز فرعونیان پرند

موسی اگر به دشت، شبانی کند رواست

تا داغ های ما نکند گل به چشم غیر

گر موسم بهار خزانی کند رواست

آن را که لطف، زندهٔ دارالابد کند

قهرش اگر بیاید و فانی کند رواست

آن را که خسته است سعیدا دلش ز غم

در گفتگوی شکسته زبانی کند رواست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹گردون مروتی به فقیران نداشته است
  2. شمارهٔ ۱۲۰چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
  3. شمارهٔ ۱۲۱آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۲۲کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
  5. شمارهٔ ۱۲۳عمری است سرو تا به وفا ایستاده است
  6. شمارهٔ ۱۲۴در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
  7. شمارهٔ ۱۲۵ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
  8. شمارهٔ ۱۲۶چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.