پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

در مبند بر رویم سجده گاه من این است

ابروی تو را نازم قبله گاه من این است

یاد می کنم او را می روم ز یاد خود

سخت تیزگامم من جلوه گاه من این است

گفتگوی بدگو را کی قبول می سازد؟

با گدا سری دارد طرز شاه من این است

وقت عرض حال خود مطلب از دلم تا لب

نارسیده می سوزد کار آه من این است

گوشهٔ خراباتی یا بنای ویرانی

گاه خلوت آن خلوت خانقاه من این است

زخم تیغ ابرویت از دلم نگردد به

دیده ام تو را روزی زان گواه من این است

در گل و ملی پیدا آفتاب و ماهی تو

با چه نام خوانندت اشتباه من این است

یاد دوست می سازم ذوق نشئه می یابم

می روم ز خود هر دم شاهراه من این است

از رخ بتان دیدن وز می نهان خوردن

توبه کی کنم هرگز گر گناه من این است

در جزا سعیدا را آرزوی دیگر نیست

بس بود اگر گویی دادخواه من این است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸از راه دیده دل بر جانان رود رواست
  2. شمارهٔ ۱۱۹گردون مروتی به فقیران نداشته است
  3. شمارهٔ ۱۲۰چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۲۱آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
  5. شمارهٔ ۱۲۲کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
  6. شمارهٔ ۱۲۳عمری است سرو تا به وفا ایستاده است
  7. شمارهٔ ۱۲۴در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
  8. شمارهٔ ۱۲۵ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.