پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

گردون مروتی به فقیران نداشته است

این تیره کاسه، طاقت مهمان نداشته است

شوری که در محیط دلم موج می زند

نوح نبی ندیده و طوفان نداشته است

بوی گلاب شرم نمی آید از خویش

این شاخ گل مگر که نگهبان نداشته است

ای فخر کاینات بهشتی، به این کمال

چون قامت تو سرو خرامان نداشته است

در جستجوی دل نرسیدم به منزلی

این کعبه هیچ غیر بیابان نداشته است

هر سینه ای که همچو فلک داغدار نیست

در فکر خویش سر به گریبان نداشته است

این خانمان خراب فلک زیر سفره اش

جز دل کباب [و] سینهٔ بریان نداشته است

از داغ مهر او چه خبر دارد آن که او

چون آفتاب سینهٔ عریان نداشته است

چون فکر پخته رای سعیدا ز نازکی

هرگز سری به صحبت خامان نداشته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
  2. شمارهٔ ۱۲۲کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
  3. شمارهٔ ۱۲۳عمری است سرو تا به وفا ایستاده است
  4. شمارهٔ ۱۲۴در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
  5. شمارهٔ ۱۲۵ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۲۶چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
  7. شمارهٔ ۱۲۷غم دماغم را پریشان کرده است
  8. شمارهٔ ۱۲۸غافل از دین شیوهٔ خود رسم و آیین کرده است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.