پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است

این دور را قدح نه به اندازهٔ من است

مضمون بکر غیر خموشی نیافتم

بستن لب از سخن، سخن تازهٔ من است

رنگ پریده ام پر و بالم [شکستنی] است

بوی گلم هوای تو جمازهٔ من است

آن دفتر درخت خزان دیده ام که باد

دایم به فکر بستن شیرازهٔ من است

در دست، داغ حسرت وصل تو هر زمان

از بوستان یأس، گل تازهٔ من است

برق از شکوه شعلهٔ آهم شراره بست

فریاد رعد، شعبهٔ آوازهٔ من است

در رزمگاه عشق سعیدا به روی زرد

مشاطه تیغ، خون جگر غازهٔ من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶در مبند بر رویم سجده گاه من این است
  2. شمارهٔ ۱۱۷خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواست
  3. شمارهٔ ۱۱۸از راه دیده دل بر جانان رود رواست
  4. شمارهٔ ۱۱۹گردون مروتی به فقیران نداشته است
  5. شمارهٔ ۱۲۰چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
  6. شمارهٔ ۱۲۱آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
  7. شمارهٔ ۱۲۲کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
  8. شمارهٔ ۱۲۳عمری است سرو تا به وفا ایستاده است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.