پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

عقل هندوی میفروش من است

گل و مل پیشکار هوش من است

داغ گل دل کباب صهبا خون

موسم برگ و عیش و نوش من است

سخن راست همچو تیر خدنگ

از بر سینه تا به گوش من است

لحن داوود و صور اسرافیل

هر دو در اصل، یک خروش من است

در «بلی» متفق ز روز ازل

دل و چشم و زبان و گوش من است

صبح ناگشته مرغ عرش دلم

پرزنان از خروش و جوش من است

سخن تلخ باده ای ناب است

همچو زنبور نیش و نوش من است

سخن حق ز عرش می شنوم

آسمان حلقه ای ز گوش من است

صوفیم ابن وقت می خوانند

روز آینده فکر دوش من است

صدف گوهر سخن امروز

ای سعیدا لب خموش من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است
  2. شمارهٔ ۱۱۳شادی هر دو جهان از دل غمگین من است
  3. شمارهٔ ۱۱۴خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
  4. شمارهٔ ۱۱۵آنچه در شش جهات گردون است
  5. شمارهٔ ۱۱۶در مبند بر رویم سجده گاه من این است
  6. شمارهٔ ۱۱۷خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواست
  7. شمارهٔ ۱۱۸از راه دیده دل بر جانان رود رواست
  8. شمارهٔ ۱۱۹گردون مروتی به فقیران نداشته است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.