پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است

شکستگی چو رقم صفحهٔ جبین من است

نمی رود ز دلم لذت فراموشی

همیشه حرف الف درس اولین من است

در آن جهان که خزان و بهار را ره نیست

بهشت، یک چمن ساحت زمین من است

ز بسکه دست ندامت به یکدگر زده ام

غبار دور زمان گرد آستین من است

ز دست خویش سعیدا کجا گریز کنم

همیشه نقش قدم در پی کمین من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
  2. شمارهٔ ۱۱۵آنچه در شش جهات گردون است
  3. شمارهٔ ۱۱۶در مبند بر رویم سجده گاه من این است
  4. شمارهٔ ۱۱۷خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواست
  5. شمارهٔ ۱۱۸از راه دیده دل بر جانان رود رواست
  6. شمارهٔ ۱۱۹گردون مروتی به فقیران نداشته است
  7. شمارهٔ ۱۲۰چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
  8. شمارهٔ ۱۲۱آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.