پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

شرابخانهٔ معنی،‌دل بهوش من است

پیالهٔ می وحدت، لب خموش من است

برای ناقص چندی دلم نمی سوزد

جهان پر ز هوس،‌ دیگ خام جوش من است

تنم به خواهش دل جامه ای نپوشیده است

سری که بار تعلق ندیده دوش من است

به هر قدم دل مسکین چو بید می لرزد

که بار خاطر نازک دلان به دوش من است

چه نسبت است سعیدا مرا به اهل جهان

که چرخ کوچک ابدال، خرقه پوش من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳شادی هر دو جهان از دل غمگین من است
  2. شمارهٔ ۱۱۴خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
  3. شمارهٔ ۱۱۵آنچه در شش جهات گردون است
  4. شمارهٔ ۱۱۶در مبند بر رویم سجده گاه من این است
  5. شمارهٔ ۱۱۷خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواست
  6. شمارهٔ ۱۱۸از راه دیده دل بر جانان رود رواست
  7. شمارهٔ ۱۱۹گردون مروتی به فقیران نداشته است
  8. شمارهٔ ۱۲۰چشمش همین نه دین و دل از ما گرفته است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.