پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است

تا می چکد ز شیشه میم،‌ جام روشن است

بر تربت گرفته دماغان هجر او

دایم چراغ روغن بادام روشن است

شمع حیات صبحدم از هر که شد فنا

دیدم به جای او دگری شام روشن است

سر تا به پا لطافت معنی است قامتش

آری که شعله را همه اندام روشن است

اظهار سوز دل به زبان احتیاج نیست

در خانه آتشی است که تا بام روشن است

فیضش به خاص و عام رسد هر کجا که هست

آن را که همچو شمع سرانجام روشن است

نوبت رسد شبی به سعیدای بینوا

امروز گرچه شمع نکونام روشن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱شرابخانهٔ معنی،‌دل بهوش من است
  2. شمارهٔ ۱۱۲فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است
  3. شمارهٔ ۱۱۳شادی هر دو جهان از دل غمگین من است
  4. شمارهٔ ۱۱۴خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
  5. شمارهٔ ۱۱۵آنچه در شش جهات گردون است
  6. شمارهٔ ۱۱۶در مبند بر رویم سجده گاه من این است
  7. شمارهٔ ۱۱۷خم گر ز باده جرعه فشانی کند رواست
  8. شمارهٔ ۱۱۸از راه دیده دل بر جانان رود رواست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.