پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است

جهان را دوستی امروز از صبحش نمایان است

ز عریانی نباشد دست من زیر بغل دایم

که دست نارسا شرمنده از چاک گریبان است

به شاهد نیست حاجت روز محشر کشتگانت را

که شمشیر تو خون آلود و زخم ما نمایان است

دم عیسی است طالب را سموم وادی ایمن

که جنت کعبه رو را سایهٔ خار مغیلان است

چه حرف است این سعیدا می توان دل کند از آن لب ها

که هم مرجان و هم یاقوت و هم لعل بدخشان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است
  2. شمارهٔ ۱۰۹چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
  3. شمارهٔ ۱۱۰عقل هندوی میفروش من است
  4. شمارهٔ ۱۱۱شرابخانهٔ معنی،‌دل بهوش من است
  5. شمارهٔ ۱۱۲فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است
  6. شمارهٔ ۱۱۳شادی هر دو جهان از دل غمگین من است
  7. شمارهٔ ۱۱۴خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
  8. شمارهٔ ۱۱۵آنچه در شش جهات گردون است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.