پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

در خانه ای که جای کسی نیست جای ماست

بامی که بر هواست بنایش بنای ماست

لنگر، جفا و صبر و هوا جذب و موج، اشک

خون بحر و دل سفینه و غم ناخدای ماست

آن را که احتیاج نباشد به بندگی

از بندگان بی سر و سامان خدای ماست

در کارگاه عشق، دل سنگ تیره را

آن صیقلی که آینه سازد جلای ماست

ما را نه دوستیست به دشمن گداز ما

بیگانه هر که شد ز جهان آشنای ماست

مرغی که بال و پر به هوای خدنگ او

از استخوان کشیده سعیدا همای ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷جامه از رنگ و از گلشن بدن است
  2. شمارهٔ ۱۰۸وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است
  3. شمارهٔ ۱۰۹چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
  4. شمارهٔ ۱۱۰عقل هندوی میفروش من است
  5. شمارهٔ ۱۱۱شرابخانهٔ معنی،‌دل بهوش من است
  6. شمارهٔ ۱۱۲فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است
  7. شمارهٔ ۱۱۳شادی هر دو جهان از دل غمگین من است
  8. شمارهٔ ۱۱۴خم در خروش و جوش ز خمیازهٔ من است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.