پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

جولانگه معنی دل هشیار نعیم است

فیض سحر از دیدهٔ بیدار نعیم است

بسته است بلاغت کمر و دست، فصاحت

در بندگی نطق گهربار نعیم است

جنت ز تجلای جمال است منور

فیض نظر پاک ز دیدار نعیم است

بر روی زمین نقش حصیر است اگر فرش

آن مسند زرباف و قلمکار نعیم است

امروز صفابخش دل و ورد [زبان ها]

گر دست دهد صحبت اشعار نعیم است

چشمش چو فلک رنگ نمایی است عجایب

خود می کش و خود ساغر سرشار نعیم است

اقرار به باطل بود و منکر حق است

امروز هر آن کس که در انکار نعیم است

جولانگه معشوق و شهادتگه عشاق

صحن چمن جنت و گلزار نعیم است

گر با تو سعیدا نکند لطف چه سازد

خلق و کرم و مهر و وفا کار نعیم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است
  2. شمارهٔ ۱۰۷جامه از رنگ و از گلشن بدن است
  3. شمارهٔ ۱۰۸وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است
  4. شمارهٔ ۱۰۹چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
  5. شمارهٔ ۱۱۰عقل هندوی میفروش من است
  6. شمارهٔ ۱۱۱شرابخانهٔ معنی،‌دل بهوش من است
  7. شمارهٔ ۱۱۲فتادگی چو نگین، نقش دلنشین من است
  8. شمارهٔ ۱۱۳شادی هر دو جهان از دل غمگین من است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.