پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

آن آفرین جهان که نگهدار عالم است

هر دلبر زمانه هم اغیار عالم است

چشمی که وا ز کثرت غفلت نمی شود

تا روز حشر دیدهٔ پندار عالم است

نازم به آن بتی که به هر پا گذاشتن

صد گام پیش از پی آزار عالم است

در قید ماست عالم و ما حظ نمی کنیم

ای وای بر کسی که گرفتار عالم است

هر ذره ای ز مهر رخش رقص می کند

کافر بود کسی که در انکار عالم است

گردون، متاع کینه فروشد به مشتری

روزی که مهر بر سر بازار عالم است

چشم گدا به این همه تنگی و خیرگی

سیری ندیده، سیر ز دیدار عالم است

منت ز آب و گل نکشد دل چو شد خراب

کاین خانه بی نیاز ز معمار عالم است

در آفتاب حشر سعیدا چه می کند

آن کس که سایه پرور دیوار عالم است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲نه همین خندهٔ گل از پی نشو است و نماست
  2. شمارهٔ ۱۰۳چه شور است این که در کاشانهٔ ماست
  3. شمارهٔ ۱۰۴جولانگه معنی دل هشیار نعیم است
  4. شمارهٔ ۱۰۵در خانه ای که جای کسی نیست جای ماست
  5. شمارهٔ ۱۰۶جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است
  6. شمارهٔ ۱۰۷جامه از رنگ و از گلشن بدن است
  7. شمارهٔ ۱۰۸وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است
  8. شمارهٔ ۱۰۹چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.