پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

نه همین خندهٔ گل از پی نشو است و نماست

ای بسا گریه که چون شمع ز باد است و هواست

سرکنم خم به طمع این چه حکایت باشد

دست بالا نکنم گر همه هنگام دعاست

دلنشین شد بد و نیک و ادب و بی ادبی

تا ز پیش نظرم رسم تواضع برخاست

غم خورد طالب و گو شاد نگردد محبوب

گرچه خورشید نبالید ولیکن مه کاست

پرسش حشر به قانون شریعت باشد

که همین سلسله تا روز قیامت برپاست

بی جمال تو مرا شب نشود هرگز روز

از جهان می شنوم وعدهٔ رؤیت فرداست

گر سخن از قد رعنای تو آید به میان

روز محشر ز همه حرف سعیدا بالاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴جولانگه معنی دل هشیار نعیم است
  2. شمارهٔ ۱۰۵در خانه ای که جای کسی نیست جای ماست
  3. شمارهٔ ۱۰۶جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان است
  4. شمارهٔ ۱۰۷جامه از رنگ و از گلشن بدن است
  5. شمارهٔ ۱۰۸وعظ ما ناگفتن است و درس ما ناخواندن است
  6. شمارهٔ ۱۰۹چشمم ز گریهٔ دل ناکام روشن است
  7. شمارهٔ ۱۱۰عقل هندوی میفروش من است
  8. شمارهٔ ۱۱۱شرابخانهٔ معنی،‌دل بهوش من است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.