پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

آنچه می دانی تو در باطن نهان اظهار ماست

هر که می خواهد ببیند روی حق، دیدار ماست

پیش رندان باده چون از جوش افتد کامل است

با ادافهمان عالم، خامشی گفتار ماست

چشم ما هرگز نشد سیر از تماشای رخش

آن که هرگز به نمی گردد دل بیمار ماست

برنمی دارد ز پایش دست، هر جا می رود

سایهٔ آن دلربا هم در پی آزار ماست

با دل سنگین خود با ما نخواهی شد قرین

شیشه و پیمانه و می زاهدا در بار ماست

از دکان خودفروشان جنس استغنا مجوی

این متاع بی نیازی خاصه در بازار ماست

ای مفسر، سیر دیوان سعیدا را بکن

آنچه در قرآن نشد معلوم، در اشعار ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸هر چیز که رو می دهد از ماست که بر ماست
  2. شمارهٔ ۹۹صافیدلی چو آینه در این زمان کم است
  3. شمارهٔ ۱۰۰آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
  4. شمارهٔ ۱۰۱آن که نامش جان جانان است آن جانان ماست
  5. شمارهٔ ۱۰۲نه همین خندهٔ گل از پی نشو است و نماست
  6. شمارهٔ ۱۰۳چه شور است این که در کاشانهٔ ماست
  7. شمارهٔ ۱۰۴جولانگه معنی دل هشیار نعیم است
  8. شمارهٔ ۱۰۵در خانه ای که جای کسی نیست جای ماست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.