پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

بی ظرف را شراب شرربار، مشکل است

پای برهنه سیر گل [و] خار مشکل است

گفتم به چشم او که چرا دلبر است گفت

پرهیز پیش مردم بیمار مشکل است

موسی ز ضعف دل به عصا تکیه کرد و رفت

تا کوه طور دید که دیدار مشکل است

الحق به غیر حق نتوان گفت حق منم

رفتن به پای خود به سر دار مشکل است

دل را به چشم او ز نگه بیشتر سپار

سودای خام ناز خریدار مشکل است

در این سرای دو درهٔ چار طاق دهر

زنهار فکر کار مکن کار مشکل است

تا غنچهٔ لبت به سخن وانمی شود

دانستن حقیقت اسرار مشکل است

می گفتمش قصیده سعیدا در این زمین

لکن ردیف و قافیه بسیار مشکل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶آنچه می دانی تو در باطن نهان اظهار ماست
  2. شمارهٔ ۹۷آن خانه برانداز که خود راهبر ماست
  3. شمارهٔ ۹۸هر چیز که رو می دهد از ماست که بر ماست
  4. شمارهٔ ۹۹صافیدلی چو آینه در این زمان کم است
  5. شمارهٔ ۱۰۰آن آفرین جهان که نگهدار عالم است
  6. شمارهٔ ۱۰۱آن که نامش جان جانان است آن جانان ماست
  7. شمارهٔ ۱۰۲نه همین خندهٔ گل از پی نشو است و نماست
  8. شمارهٔ ۱۰۳چه شور است این که در کاشانهٔ ماست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.