پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

هر زمان بر سر پرشور هوای دگر است

هر نفس از دل غمدیده نوای دگر است

گاه پیچد به خم زلف و گهی بر کاکل

آه دلسوز مرا مد رسای دگر است

بیشه ای را که منم شیر نیستانش را

هر دم از نالهٔ من برگ و نوای دگر است

ای خوشا عالم معنی که به هر چشم زدن

بهر دل بردن ما ماه لقای دگر است

درد در سینه ام از نعمت او می بالد

سینه را ازغم او باز صفای دگر است

هر که راه عشق ره و رسم ملامت آموخت

دل به جای دگر و چشم به جای دگر است

از دعای شب و آه سحر و گریهٔ صبح

شکر لله سعیدا که صفای دگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷دل ناخدای بحر تماشای دیگر است
  2. شمارهٔ ۸۸به پیش چشم من دریا چه چیز است
  3. شمارهٔ ۸۹در خرابات مغانم جا بس است
  4. شمارهٔ ۹۰حرف آن لب شنفتنم هوس است
  5. شمارهٔ ۹۱هر شیوه ای که هست در این جا بجا خوش است
  6. شمارهٔ ۹۲از خس و خار حوادث قلب ما را کی صفاست
  7. شمارهٔ ۹۳باعث آمدن روح به ابدان، عشق است
  8. شمارهٔ ۹۴بی ظرف را شراب شرربار، مشکل است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.