پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

به پیش چشم من دریا چه چیز است

به ذوق خاطرم صحرا چه چیز است

اگر امروز چیزی نیست حاصل

بگو ای زاهدا فردا چه چیز است

صفات آن لب شیرین ز من پرس

مگس داند که در حلوا چه چیز است

تماشای تو باشد حاصل چشم

وگرنه دیدهٔ بینا چه چیز است

در اول داو، عقبی را ببازند

قمار عشق را دنیا چه چیز است

به غیر از شهره از خلوت چه باشد

که جز آوازه از عنقا چه چیز است

سعیدا کام خواهی یافت از او

به کویش این همه غوغا چه چیز است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰حرف آن لب شنفتنم هوس است
  2. شمارهٔ ۹۱هر شیوه ای که هست در این جا بجا خوش است
  3. شمارهٔ ۹۲از خس و خار حوادث قلب ما را کی صفاست
  4. شمارهٔ ۹۳باعث آمدن روح به ابدان، عشق است
  5. شمارهٔ ۹۴بی ظرف را شراب شرربار، مشکل است
  6. شمارهٔ ۹۵آن را که هوای رخ خوب تو تولاست
  7. شمارهٔ ۹۶آنچه می دانی تو در باطن نهان اظهار ماست
  8. شمارهٔ ۹۷آن خانه برانداز که خود راهبر ماست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.