پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

صورت اندیش کی از معنی ما باخبر است؟

پای خوابیده چه داند که چه در زیر سر است؟

باخبر بودن از آیین جهان نیست کمال

کامل آن است که از غیر خدا بی خبر است

به قدم سیر جهان کار هوسناکان است

سالک آن است که بی منت پا در سفر است

غم مخور ای دل اگر بی هنرت می خوانند

هست [جایی] که همه عیب تو آنجا هنر است

لب خاموش سعیدا سخنی بی عیب است

گوشهٔ امن در این دور زمان، گوش کر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳دارم بتی و سجده اش ای دل نهانی بهتر است
  2. شمارهٔ ۸۴هر زمان دل را هوای کوی جانان بر سر است
  3. شمارهٔ ۸۵هر زمان بر سر پرشور هوای دگر است
  4. شمارهٔ ۸۶عاشقان را در جهان فکر و خیال دیگر است
  5. شمارهٔ ۸۷دل ناخدای بحر تماشای دیگر است
  6. شمارهٔ ۸۸به پیش چشم من دریا چه چیز است
  7. شمارهٔ ۸۹در خرابات مغانم جا بس است
  8. شمارهٔ ۹۰حرف آن لب شنفتنم هوس است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.