پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

حلب شهر و نعیما شهریار است

سعادت پیشکار و بخت یار است

سپاهش قدسیان اقبال شاطر

همافخرد که او را سایه دار است

به تصویرش فرنگستان گرفتار

در این حیرت حلب آیینه دار است

سلحدار است چشم می پرستش

نگاه تیز تیغ آبدار است

به گاه جلوه در میدان همت

جهان اسب و نعیما شهسوار است

چو سلطان، ملک معنی در نگینش

ز تحسینش سخن را اعتبار است

نعیما آسمان و ماه معنی است

که این معنی به ما زو یادگار است

تو را جان گویم و ترسم که رنجی

که از جانم تو را ننگ است و عار است

ولیکن بیش از این قالب چه گوید

که قالب را نه ز این بیش اقتدار است

چو خس از آشیانش دور افکند

مرا فریاد و داد از روزگار است

ز بس بر ذره ها لطفش قرین است

نعیما آفتاب این دیار است

نعیما گرچه سلطان جهانی

خبردار این جهان بس بی مدار است

سعیدا در حلب آوازه افتاد

که سلطان با گدا امروز یار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱صورت اندیش کی از معنی ما باخبر است؟
  2. شمارهٔ ۸۲هر کجا مینا و جامی از می گلگون پر است
  3. شمارهٔ ۸۳دارم بتی و سجده اش ای دل نهانی بهتر است
  4. شمارهٔ ۸۴هر زمان دل را هوای کوی جانان بر سر است
  5. شمارهٔ ۸۵هر زمان بر سر پرشور هوای دگر است
  6. شمارهٔ ۸۶عاشقان را در جهان فکر و خیال دیگر است
  7. شمارهٔ ۸۷دل ناخدای بحر تماشای دیگر است
  8. شمارهٔ ۸۸به پیش چشم من دریا چه چیز است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.