پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

حرف هر کس ز فکر خام خود است

جنبش هر که از مقام خود است

آسمان با وجود این همه شأن

متفکر به صبح و شام خود است

دیده ام شیخ و پیر و ترسا را

هر که در فکر کام و جام خود است

واعظی را که زیر پا کرسی است

عاشق صنعت کلام خود است

آن که بر منبرش تو می بینی

پی سیر جهان به بام خود است

غافلانش نماز می خوانند

آن که در قعده و قیام خود است

راستی کم ز مد کاف مباش

دایما ً بر سر کلام خود است

خواجهٔ خویش دان سعیدا را

نه چو خربندگان غلام خود است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸هر آن دلی که به زلف بتی گرفتار است
  2. شمارهٔ ۷۹حلب شهر و نعیما شهریار است
  3. شمارهٔ ۸۰چون دل دلیل نیست تن و [دل] برابر است
  4. شمارهٔ ۸۱صورت اندیش کی از معنی ما باخبر است؟
  5. شمارهٔ ۸۲هر کجا مینا و جامی از می گلگون پر است
  6. شمارهٔ ۸۳دارم بتی و سجده اش ای دل نهانی بهتر است
  7. شمارهٔ ۸۴هر زمان دل را هوای کوی جانان بر سر است
  8. شمارهٔ ۸۵هر زمان بر سر پرشور هوای دگر است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.