پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

نازک دلی که آینه دار نزاکت است

دایم به فکر نقش و نگار نزاکت است

آرامگاه آن قد و بالین ناز او

دوش نزاکت است و کنار نزاکت است

آن حسن نازپرور و خط بنفشه فام

باغ نزاکت است و بهار نزاکت است

آن کاو سبوی دختر رز می کشد به دوش

منت کشد که حامل بار نزاکت است

افتاده است کار سعیدا به نازکی

هر جا رود غریب دیار نزاکت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳یار را از من چه می‌پرسی بپرس از دل کجاست
  2. شمارهٔ ۷۴آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاست
  3. شمارهٔ ۷۵به طوف کوی تو آن شب که دل ز جان برخاست
  4. شمارهٔ ۷۶حرف هر کس ز فکر خام خود است
  5. شمارهٔ ۷۷مدح رخ زیبای تو عنوان سعیداست
  6. شمارهٔ ۷۸هر آن دلی که به زلف بتی گرفتار است
  7. شمارهٔ ۷۹حلب شهر و نعیما شهریار است
  8. شمارهٔ ۸۰چون دل دلیل نیست تن و [دل] برابر است
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.