پرش به محتوای اصلی
سعیدا سعیدا

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت

خون دل شد شام غم از دیده ام ایام ریخت

سرخ ناگردیده ریزد خون دل را دل به زور

حیف این می را که از خم ساقی ما خام ریخت

ساقی بزم طرب تا عقل دوراندیش شد

رنگ مینا را شکست و آبروی جام ریخت

آسمان هر مایهٔ نازی که پیدا کرده بود

جمله را یکبارگی در پای این اندام ریخت

آسمان، کوکب نما کی بود دست قدرتش؟

دامنی از داغ ما پر کرد و بر این بام ریخت

دوش بر حال شهیدان گریه اش دانی چه بود

بر دماغ آشفتگانش روغن بادام ریخت

دیدن ذاتش سعیدا درخور این دیده نیست

در خیال او پر اندیشه از اوهام ریخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰در بزم عشق نشئهٔ تأثیر صحبت است
  2. شمارهٔ ۷۱نازک دلی که آینه دار نزاکت است
  3. شمارهٔ ۷۲باده نوشی و غزلخوانی دیوانه بجاست
  4. شمارهٔ ۷۳یار را از من چه می‌پرسی بپرس از دل کجاست
  5. شمارهٔ ۷۴آه گرمی که به یاد تو ز دل ها برخاست
  6. شمارهٔ ۷۵به طوف کوی تو آن شب که دل ز جان برخاست
  7. شمارهٔ ۷۶حرف هر کس ز فکر خام خود است
  8. شمارهٔ ۷۷مدح رخ زیبای تو عنوان سعیداست
همه‌ی غزلیات ←

سعیدا درباره‌ی سعیدا

سعید نقشبندی‌ یزدی‌، متخلّص‌ به‌ «سعید» و «سعیدا»، از شاعران‌ یزدی‌تبار سبک هندی یا اصفهانی قرن‌ یازدهم‌ هجری‌ و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.